آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

محرم با اراد

1390/9/18 1:31
168 بازدید
اشتراک گذاری

به خاطر شیوع سرماخوردگی و ازدهام جمعیت در مساجد امسال هم با فسقلی تو خونه عزاداری کردیم با هم سینه میزدیم قصه های عاشورا و امام حسین و علی اکبر و علی اصغر و... رو براش شاید روزی هزار بار میگفتم .

ارادی عاشق قصه گفتنه هزار بار شاید در روز یه قصه رو تکرار میکنم مثل نوار  تو  محرم هم قصه ی به قول خودش تیر کمون رو بگو مامان مد بود

بعد از ظهر تاسوعا رفتیم شمع روشن کنیم تو مساجد همه شمعها رو تو اولین و دومین مسجد روشن کرد و کلی هیاتها و دسته های عذاداری دید و با دقت نگاه میکرد بعد هم به خاطر خستگی قندو عسل برگشتیم خونه البته تو این بین بیشتر حواسش به حاجی مامان بود تا گم نشه تند تند صداش میکرد و دستش رو محکم گرفته بود

روز عاشورا هم قرار بود با بابا وحید بره که یکهو بعد از پیاده شدن ما از ماشین با ما همراه شد و همراه من و مامان و بابا رفتیم عزاداری .تازه میگفت که مامانم ناراحت میشه با تو بیام بابا !!!!!

عاشق نذریهایی هست که با ظرفای یکبار مصرف میارن خونه تا نذری میاوردن فوری درخواست قاشق و خوردن میکرن

الهی قربونت برم  پسرم

اجر همه ی دوستداران و عزاداران با سید الشهدا

دوستون داریم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان نیایش
20 آذر 90 11:20
عزیزم عزاداریهات قبول گل پسر برای ما هم دعا کن شاد باشی
نازنین نرگس نفس مامان
24 آذر 90 1:30
سلام آرادی عزاداریهات قبول باشه عزیزم سلام خانمی شرمنده که یه مدت نبودیم آخه یه مسافرت طولانی مدت اجباری پیش اومد واسمون به هر حال ما رو ببخشید